به یاد قیصر امین پور و مرحوم ناصر عبدالهی

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!

دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

/ 6 نظر / 10 بازدید
صوفیا

من؛ ولی تمام استخوان بودنم/ لحظه های ساده ی سرودنم/ درد می کند. دردهای من نگفتنی، دردهای من نهفتنی است... اینم دردواره ای ستودنی از قیصر امین پور

زینب

سلام عااااالی بود[دست]

نگار

خدا جفتشونو رحمت کنه[گل]

یوسف

یاد ناصر عبدالهی به خیر

سارا

قشنگههههههههههههههههههههههههه

ساره

وایـــــــــــــــــــــــــــــــ ! من عاشق این شعر با صدای مرحوم عبدللهی ام. مرسی که اینجا نوشتینش.