غم نان؟نه بابا!!!

گاری سیب فروش سر میدان افتاد
مرد از جاذبه در بهت خیابان افتاد

سیب‌ها ریخت که از مرد نماند چیزی
جوی پرشد که دو سر عایله در آن افتاد

بعد از آن کوچه ندیدش به گمانم آن مرد
یک دو ماهی به همین جرم به زندان افتاد

یا نه مثل همه‌ی مردم شیدا شاید
گذرش بر حرم شاه شهیدان افتاد

گره مشکل او دست خدا باز نشد
کار او باز به یک مشت مسلمان افتاد

او که عاشق‌تر از آن بود که دانا باشد
سر و کارش به همین مردم نادان افتاد

غم نان، کاش بدانی غم نان یعنی چه
یعنی آدم به تب گندم از ایمان افتاد

آدم آن روز که دستش به دهانش نرسید
از خدا دست کشید و پی شیطان افتاد …

(محمد حسین بهرامیان)

 

میگم مگه کسی هم هست که غصه نون شبشو بخوره؟ما که فقیر نداریم!

/ 7 نظر / 50 بازدید
نگار

موافقم فقیر نداریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

صادق

ممنون پسر

بقول خنده بازار خودمون:مردم ،فقیر وا مگه داریم یه همچین چیزی؟[زبان] من لینک کردم شماهم صاحب اختیاری

سارا

برو بابا واقعا دلت خوشه[خنده]

مهسا

غم نان؟وای خدا رو شکر به خاطر همه چیز[هورا]

لاله

سلام استاد.موفق باشید.خیلی وقته که دنبال این سرودتون بودم .

vahid

حیف اون همه پولی که ریختی تو دامنه عراب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ز شیر شتر خوردن سوسمار عرب را به جای رسانده است که تخت کیانی کند ارزو تفو بر تو ای چرخگردون نه ای جرخ گردان تفو