آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند

تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند

    پوشانده‌اند “صبح” تو را “ابرهای تار

 تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

  یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

  ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی

 شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

 یک نقطه بیش فرق “رحیم” و “رجیم” نیست

 از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

  آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

 (فاضل نظری)

/ 6 نظر / 6 بازدید
ياس

سلام دوست عزيز با پست زيبا منتظرتون هستم[گل]

حیدر

روزگار عجیبیست !!! این روزها بعضی ها راه می روند تا غذایشان هضم شود و عده ای می دوند تا گرسنه نمانند

حیدر

روزگار عجیبیست !!! این روزها بعضی ها راه می روند تا غذایشان هضم شود و عده ای می دوند تا گرسنه نمانند

آزاده

نرم نرمک می رسد اینک بهار... خوش به حال روزگار! عیدتان مبارک!

شایسته

سلام دلتنگ شدی!!!!! ادرس وبمو عوض کن لینکت کردم!!!