مطمئن باش اگر پنجره فرصت می کرد

 به سرازیر شدن سمت تو عادت میکرد

 کوچه افتاد به دنبال تو و جاری شد

داشت با چشم من خسته رقابت میکرد

 بوسه هایم به هوای تو گره میخوردند

بانسیمی که تورا داشت زیارت میکرد

 چمدان گرمی دستان تو را با خود برد

دست کوتاه من از دور حسادت میکرد

 اثر پای تو از کوچه به یغما میرفت

رفتگر داشت به این کوچه خیانت میکرد

 شاعری سوت زنان از وسط راه گذشت

شاید از بخت بدش داشت شکایت میکرد