ئوباره حال وهوای سفر چه باید کرد؟

دوباره آتش دل شعله ور چه باید کرد؟

دلم که کولی شبگرد کوچه های غم است

سپردمش به قضاوقدر چه باید کرد؟

دوباره شیشه نمناک وجاده ای زخمی

سکوت ممتدوچشمان تر چه باید کرد؟

کویر با همهء درد و داغ میداند

غم بزرگ دل رهگذر چه باید کرد؟

نصیحتی که شنیدم به گوش نسپردم

از عشق ساده نکردم حذر چه باید کرد؟

زبس که کوچک و تنگ است آسمان شما

ز من بریده دگر بال و پر چه باید کرد؟

دوباره من و شب و دلتنگی و شروع کویر

دوباره حال و هوای سفر چه باید کرد؟

شعر از پروانه یحیایی