دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان

به ماسه وصله ی ناجور می زند ملوان

 کجای نقشه نشستی که دزد دریایی

به روی مرز تو هاشور می زند ملوان

 کجای اسکله خوابیده ای که اختاپوس

عروس ناز تو را تور می زند ملوان

 پرنده رفت و نپرسیدی از تفنگ دولول

که تیر را به چه منظور می زند ملوان

 ببین غروب از آن دورهای غرق غبار

به آب پاک تو کافور می زند ملوان

 خلیج را که دریدند کوسه های سفید

دلم برای خزر شور می زند ملوان

تو خواب رفته ای و در سکوت لنگرگاه

دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان

(این شعر از دوست عزیزم سجاد حیدری)